شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۱۷

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدتی شد که درین شهر گرفتار توایمپای بند گره طره طرار توایم
۲
کار ما را مکن آشفته و مفکن در پایکه پریشان سر زلف سیه کار توایم
۳
طرب افزای مقیمان درت زاری ماستزانک ما مطرب بازاری بازار توایم
۴
گر کنی قصد دل خسته ی یاران سهلستترک یاری مکن ای یار که ما یار توایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth