خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۳۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد سحرگاهی زینجا گذری کنوز بهر من دلشده عزم سفری کن
۲
چون بلبل سودازده راه چمنی گیرچون طوطی شوریده هوای شکری کن
۳
فرهاد صفت روی به صحرا نه و چون سیلاز کوه بر آور سر و یاد کمری کن
۴
چون کار تو در هر طرفی مشک فروشیستبا قافله چین به خراسان گذری کن
صفحهٔ ۱ از ۳