خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۳۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بمن رسید نوید وصال دلدارانچو کشته را دم عیسی و کشته را باران
۲
چه نکهتست مگر بر گذار باد بهارگشوده اند سر طبله های عطّاران
۳
بحق صحبت و یاری که چون شوم در خاکبود هنوز مرا میل صحبت یاران
۴
چو رفت آب رخم در سر وفاداریبهل که خاک شوم در ره وفاداران
صفحهٔ ۱ از ۳