خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۰
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که برگرفت دل از جان چنانک منگو سر بباز در ره جانان چنانک من
۲
لؤلؤ چو نام لعل گهر بار او شنیدلالای او شد از بن دندان چنانک من
۳
کو صادقی که صبح وصالش چو دست دادغافل نگردد از شب هجران چنانک من
۴
وان رند کو که بر در دُردیکشان درداز دل برون کند غم درمان چنانک من
صفحهٔ ۱ از ۴