خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن عشق نشاید بر هر کس گفتنمهر را گرچه محالست بگل بنهفتن
۲
مشکل آنست که احوال گدا با سلطاننتوان گفتن و با غیر نباید گفتن
۳
ای خوشا وقت گل و لاله بهنگام صبوحدر کشیدن مل گلگون و چوگل بشکفتن
۴
شرط فرّاشی در دیر مغان دانی چیستره رندان خرابات بمژگان رفتن
صفحهٔ ۱ از ۲