خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۳
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردنولی با او چه شاید کرد جز خون جگر خوردن
۲
قلم پوشیده میرانم که اسرارم نهان مانداگرچه آتش سوزان به نِی نتوان نهان کردن
۳
مزن بلبل دم از نسرین که در خلوتگه رامینچو ویس دلسِتان باشد نشاید نام گل بردن
۴
مگو از دنیی و عقبی اگر در راه عشق آییکه مکروهست با اصنام رو در کعبه آوردن
صفحهٔ ۱ از ۳