خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۴۸
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که بر ز سرو روان تو خورد راست بگوبراستی که قدی زین صفت کراست بگو
۲
بجنب چین سر زلف عنبر افشانتاگر نه قصه ی مشک ختن خطاست بگو
۳
فغان ز دیده که آب رخم برود بدادببین سرشک روانم وگر رواست بگو
۴
زچشم ما بجز از خون دل چه می جوئیوگر چنانک ترا قصد خون ماست بگو
صفحهٔ ۱ از ۳