شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۴۹

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برو ای باد بدان سوی که من دانم و توخیمه‌ زن بر سر آن کوی که من دانم و تو
۲
به سراپردههٔ آن ماهت اگر راه بودبرفکن پرده از آن روی که من دانم و تو
۳
تا ببینی دل شوریده‌ی خلقی دربندبگشا تابی از آن موی که من دانم و تو
۴
در بهاران که عروسان چمن جلوه کنندبشنو از برگ گل آن بوی که من دانم و تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth