خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۲
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شب قدر بیدلان طره ی دلربای تومطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو
۲
جان من شکسته بین وین دل ریش آتشینساخته با جفای تو سوخته در وفای تو
۳
خاک در سرای تو آب زنم بدیدگانتا گل قالبم شود خاک در سرای تو
۴
گرچه بجای من ترا هست هزار معتقددر دو جهان مرا کنون نیست کسی بجای تو
صفحهٔ ۱ از ۳