خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۳
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بآفتاب جهانتاب سایه پرور توبتاب طره مهپوش سایه گستر تو
۲
که من بمهر رخت ذره ئی جدا نشومگرم بتیغ زنی همچو سایه از بر تو
۳
بخال خلد نشینت که روز و شب چو بلالگرفته است وطن بر لب چو کوثر تو
۴
که طوطی دل شوریده ام بسان مگسدمی قرار نگیرد ز شور شکر تو
صفحهٔ ۱ از ۳