شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۵۵

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن عید نیکوان بدر آمد بعید گاهتابنده رخ چو روز سپید از شب سیاه
۲
مانند باد می شد و می کرد دمبدمدر آب «رود» مردمک چشم من شناه
۳
او باد پای رانده و ما داده دل بباداو راه برگرفته و ما گشته خاک راه
۴
بودی دو هفته کز بر من دور گشته بودبعد از دو هفته یافتمش چون دو هفته ماه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth