شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۶۴

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون سنبلت که دید سیاهی سرآمدهوانگه کمینه خادم او عنبر آمده
۲
چشمت بساحری شده در شهر روشناسزلفت بدلبری ز جهان بر سر آمده
۳
ساقی حدیث لعل لبت رانده بر زبانواب حیات در دهن ساغر آمده
۴
ای سرو سیمتن ز کجا می رسی چنیندستی بساق بر زده و خوش برآمده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth