شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۶۵

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمدهخورشید قندزپوش او آشوب بلغار آمده
۲
عید مسیحی روی او زنّار قیصر موی اودر حلقه ی گیسوی او صد دل گرفتار آمده
۳
چشم آفت مستان شده رخ طیره ی بستان شدهشیراز ترکستان شده کان بت ز فرخار آمده
۴
دلدار من جاندار من شمشاد خوش رفتار منچون دیده دُر بار من لعلش گهربار آمده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth