خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۶۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش پیری یافتم در گوشه ی میخانه ئیدر کشیده از شراب نیستی پیمانه ئی
۲
گفت در مستان لا یعقل بچشم عقل بینور خرد داری مکن انکار هر دیوانه ئی
۳
گرچه ما بنیاد عمر از باده ویران کرده ایمکی بود گنجی چو مادر کنج هر ویرانه ئی
۴
روشنست این کانک از سودای او در آتشیمشمع عشقش را کم افتد همچو ما پروانه ئی
صفحهٔ ۱ از ۳