شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۷۲

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستی ز چشم دلکش میگون یار جویوز جام باده کام دل بیقرار جوی
۲
اکنون که بانگ بلبل مست از چمن بخاستبا دوستان نشین و می خوشگوار جوی
۳
گر وصل یار سرو قدت دست می دهدچون سرو خوش برآی و لب جویبار جوی
۴
فصل بهار باده ی گلبوی لاله گوندر پای گل ز دست بتی گلعذار جوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth