خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۷۳
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میا در قلب ای دل که بازی نیست جانبازیمکن بر جان خویش آخر ز راه کین کمین سازی
۲
همان بهتر که باز آئی از این پرواز بی حاصلکه کبک خسته نتواند که با بازان کند بازی
۳
چه می سوزیم و می سازیم همچون عود در چنگتچرا ای مطرب مجلس دم با ما نمی سازی
۴
چه باشد چون من نالان بضربت گشته ام قانعاگر یک نوبتم در برکشی چون ساز و بنوازی
صفحهٔ ۱ از ۳