شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۸۲

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای روضه ی رضوان ز سر کوی تو بابیوی چشمه ی کوثر ز لب لعل تو آبی
۲
شبهاست که از حسرت روی تو نیایددر دیده ی بیدار من دلشده خوابی
۳
مرغ دلم افتاد بدام سر زلفتمانند تذروی که بود صید عقابی
۴
مردم همه گویند که خورشید برآمدگر برفکنی در شب تاریک نقابی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth