خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش برطرف چمن گلبانک می زد بلبلیمی فکند از ناله هر دم در گلستان غلغلی
۲
کانک زیر گنبد نیلوفری دارد وطناز گلندامی ندارد چاره و ما از گلی
۳
محمل ما را درین وادی کجا باشد نزولزانک در راه محبت کس نیابد منزلی
۴
هیچ بادی بر نمی آید در این طوفان و موجکافکند از کشتی ما تخته ئی بر ساحلی
صفحهٔ ۱ از ۳