خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸۸
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در باز جان گر آرزوی جان طلب کنیبگذر ز سرا گر سرو سامان طلب کنی
۲
در تنگنای کفر فرو مانده ئی هنوزوانگه فضای عالم ایمان طلب کنی
۳
زخمی نخوردی از چه کنی مرهم التماسدردی نیافتی ز چه درمان طلب کنی
۴
در مرتبت بپایه ی دربان نمی رسیوین طرفه تر که ملک سلطان طلب کنی
صفحهٔ ۱ از ۳