خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راه بی پایان عشقت را نیابم منزلیقلزم پر شور شوقت را نبینیم ساحلی
۲
نیست در دهر این زمان بی گفت و گویت مجمعینیست در شهر این نفس بی جست و جویت محفلی
۳
مهر رویت می نهد هر روز مهری بر لبیچشم مستت می زند هر لحظه تیغی بر دلی
۴
چون کنم قطع منازل بی گل رخسار تولاله زاری گردد از خون دلم هر منزلی
صفحهٔ ۱ از ۲