خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۲
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان پرورم گهی که تو جانان من شویجاوید زنده مانم اگر جان من شوی
۲
رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب مندردم دوا شود چو تو درمان من شوی
۳
پروانهوار سوزم و سازم بدین امیدکاید شبی که شمع شبستان من شوی
۴
دور از تو گرچه زاتش دل در جهنممدارم طمع که روضهی رضوان من شوی
صفحهٔ ۱ از ۳