خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۴
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو چون قربان نمی گردی کجا همکیش ما باشیبترک خویش و بیگانه بگو تا خویش ما باشی
۲
اگر دردت شود درمان علاج رنج ما گردیوگر زخمت شود مرهم روان ریش ما باشی
۳
حیات جاودان یابی اگر در راه ما میریبرآری نام سلطانی اگر درویش ما باشی
۴
تو چون جانی همان بهتر که از ما سیر برنائیتو چون شمعی چنان خوشتر کزین پس پیش ما باشی
صفحهٔ ۱ از ۲