خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۹
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتیتذ کار و صلک بهجتی هذا نصیبی لیلتی
۲
از تاب دل شب تا سحر لب خشک دارم دیده ترآری چه تدبیر ای پسر هذا نصیبی لیلتی
۳
گر همچو شمع انجمن آتش زنم در جان و تنعیبم مکن ای سیمتن هذا نصیبی لیلتی
۴
قلبی غریق فی الحوی روحی حریق فی النویقد ذبت فی نار الهوی هذا نصیبی لیلتی
صفحهٔ ۱ از ۲