خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۸
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا من الیک میلی قف ساعة قبیلیبالدمع بل ذیلی هذا نصیب لیلی
۲
هر شب که باده نوشم وز تاب سینه جوشمتا صبحدم خروشم هذا نصیب لیلی
۳
از اشک دل گدازم پیدا شدست رازملیکن چه چاره سازم هذا نصیب لیلی
۴
از بند باز کن خو؟ وز دوست کام دل جوزلفش بگیر و میگو هذا نصیب لیلی
صفحهٔ ۱ از ۲