خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بهر یار دیده به کار است بس مراچشم از برای دیدن یار است بس مرا
۲
زین نقشهای نغز در آینده در خیالنقشی که بست نقش نگار است، بس مرا
۳
گردی ز کوی یار بیار ای نسیم صبحکان توتیای دیده ی تار است بس مرا
۴
آن غرقه ی محیط ملالم که تا ابددر خاطر آنچه نقش کنار است بس مرا
صفحهٔ ۱ از ۲