شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگار من عجب زیبا نگاری استنگار سرو قد گلعذاری است
۲
به شهرآشوب رخ، آشوب شهریستبشور انگیز قد، شور دیاری است
۳
به قید زلف طرفه صید بند استبدام خط عجب عاشق شکاری است
۴
گدای اوست هر جا پادشاهی استغلام اوست هرجا شهریاری است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth