خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خلق تا اثر و از جهان نشانی هستز حسن و عشق حدیثی و داستانی هست
۲
ز داغ درد توام تا به جسم جانی هستدل پر آتش و چشمان خون فشانی هست
۳
به جز نیاز نباشد نماز پیران رابه کشوری که چو تو نازنین جوانی هست
۴
جدا ز شاخ گل خود دلم برد حسرتبه طایری که به شاخیش آشیانی هست
صفحهٔ ۱ از ۲