خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه روی گل چو روی دل آرای دلبر استنه قد سرو چو قد رعنای دلبر است
۲
عشرت در آن سر است که دلبر بود در آندولت بر آن سر است که بر پای دلبر است
۳
سودای دلبر از سر من کی رود چنینکاندر دلم همیشه تمنای دلبر است
۴
تا جای دلبر است دلم خرمست و شادای شاد آن دلی که در آن جای دلبر است
صفحهٔ ۱ از ۲