خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشدچو تو دلخواه بود یا چو تو دلکش باشد
۲
توئی آن تازه خط امروز که از رشک به خونچهره ی لاله رخان از تو منقش باشد
۳
کارم از کاکل تو تا بکی آشفته شودحالم از زلف تو تا چند مشوش باشد
۴
تا کی از اشکم و تا چند ز آهم شب و روزدیده پر آب بود، سینه پر آتش باشد
صفحهٔ ۱ از ۲