شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشدنباشد آنچنان یارب الهی اینچنین باشد
۲
برم جورت که بردن جور نیکویان بود نیکوکشم نازت که ناز نازنینان نازنین باشد
۳
گر از دست تو باشد زخم باشد بهتر از مرهمور از جام تو باشد شهد خوشتر ز انگبین باشد
۴
قدی داری و رخساری که چون رخسار و قد تونه ماهی بر فلک تابد نه سروی بر زمین باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth