شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاه من با خیل خوبان چون ز راهی بگذردراست پنداری که شاهی با سپاهی بگذرد
۲
چون ز پیشم بگذرد سوزد ز سر تا پا مراهمچو آن برقی که از پیش گیاهی بگذرد
۳
چون نباشد عمر من کوته که از هجران به منبی تو هر شب سالی و هر روز ماهی بگذرد
۴
آنکه بی یادش دمی نگذشت بر من کاشکییاد من بر خاطر او گاهگاهی بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth