شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبزچون سبزه که گردد ز لب آب بقا سبز
۲
گفتم ز خط سبز شود خوبیش افزونخط گرد لبش سر زد و شد گفته ی ما سبز
۳
سر تا قدم ای سرو بکام دل ماییبهر دل ما کرده همانات خداسبز
۴
رشک گل و سروی به رخ و قد چه خرامیچون گل بسر سرو کله سرخ و قبا سبز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth