شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل هر کس به کاری خوش من و عشق نگاری خوشکه چون عشق نگاری خوش نباشد هیچ کاری خوش
۲
چه خوش روزی بود خرم چه خرم روزگار خوشکه باشد دوستی از دوستی یاری ز یاری خوش
۳
برآر امیدش ای امیدگاه من که خوش باشدکند امید گاهی گر دل امیدواری خوش
۴
به کاری کرده خوش از کارها دل هر یک از یاراندل خود کرده ام من هم به کار عشق یاری خوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth