خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهمبخرام بر سرم که به پای تو جان دهم
۲
خون مرا بریز که در موقف حسابنتوانمت ز رشک به داور نشان دهم
۳
گر جان دهم به هجر از آن به که یار رادر بزم غیر بینم و از رشک جان دهم
۴
نامهربان مباش به من آن قدر که دلبستانم از تو و به مه مهربان دهم
صفحهٔ ۱ از ۲