خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بلا زار و مبتلا که منمکس مبادا در این بلا که منم
۲
چون ننالم گرم طبیب توییدر چنین درد بی دوا که منم
۳
ای که پرسی کجاست خانه ی غمگر ز من بشنوی کجا که منم
۴
غیر کو با تو آشنا باشدگر چنین است آشنا که منم
صفحهٔ ۱ از ۲