خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای منبقدر مهر من بر من کند گر جور وای من
۲
پرستم گر بتی جز تو بت دیرآشنای منخدای من تویی ای بت تویی ای بت خدای من
۳
ندیده پیشتر نشنیده افزون تر کسی هرگزجفایی از جفای تو وفایی از وفای من
۴
بکش زارم میندیش از هلاک من که می باشدجز این نه مطلب من غیر از این نه مدعای من
صفحهٔ ۱ از ۲