خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی توتوان و تاب و صبوری نمی توان بی تو
۲
من از تو دور غمین تو جدا ز من خوشدلتو این چنین بی من و من آنچنان بی تو
۳
بهر زمین که دمی با تو بوده ام اکنونرسد فغانم از آنجا به آسمان بی تو
۴
ز حرف ناکس و کس باک نیست بی تو مرافغان که می کشدم طعن این و آن بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲