خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد روزها که دارم بی مهر روی ماهیصبحی چو شام تاری روزی چو شب سیاهی
۲
نگذارم و نگاهم چون زین الم که دارمهجران جان گدازی حرمان جسم کاهی
۳
ای بی وفا خدا را کم کن جفا که ما راجز مهر نیست جرمی غیر از وفا گناهی
۴
تا کی ز درد و داغت ریزم شب و کشم روزهردم ز دیده اشکی هر لحظه از دل آهی
صفحهٔ ۱ از ۲