شعر را زندگی کن
خلوتی با رفیق اصفهانی

شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طریاز سرو در قامت همی از گل به رخ نیکوتری
۲
هرگز نباشد ای پسر حسن چنین حد بشرشمسی تو یارب یا قمر حوری تو آیا یا پری
۳
گر صورتت ای نازنین بینند نقاشان چیندر چین کند کی بعد از این صورتگری صورتگری
۴
گردد اگر بیند ترا روز و شبت ای دلستانمهرت به صد دل مهربان ماهت بصد جان مشتری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth