خلوتی با رفیق اصفهانی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ز تو خوش سالی و ماهی به نگاهیخوش کن دل من گاه به گاهی به نگاهی
۲
از دور نگاهی سوی من کن که نباشداز شاه و گدا دور نگاهی به نگاهی
۳
بشکست نگاهش صف خوبان که شنیدستطفلی شکند قلب سپاهی به نگاهی
۴
هر روز برد آن که نگاهش دلی از راهدی برد دلم بر سر راهی به نگاهی
صفحهٔ ۱ از ۳