شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا صید تو شد مرغ مرا بال وبال استدانست که از دام تو پرواز محال است
۲
نالیدم و صیاد ز باغم به قفس برددیگر نتوان گفت که دل بیهده نال است
۳
در مرحله ی عشق که صد سلسله یک زلفنشگفت اگر شیر ژیان صید غزال است
۴
سوری ثمر سرو و سمن بار صنوبراین گبن نو خیز ندانم چه نهال است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth