خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با ساقی و مطرب همه را کار به کام استکاشانه ی ما بزم جم از دولت جام است
۲
نقصان به غم افتاد و روان را طرب افزودتا شاهد روز و شبم آن ماه تمام است
۳
بدگیسوی او سور مرا، سیرت سوکیبی طلعت او صبح مرا صورت شام است
۴
فسق همه از رأفت او پرده ی پرهیزننگ همه از نعمت او شوکت نام است
صفحهٔ ۱ از ۳