خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچشم تو فتنه زمان استغم نیست رخت ره امان است
۲
ابروت فراز چشم خون ریزیا تیغ به دست جاودان است
۳
نی نی غلطم نه تیغ و جادواکلیل به فرق فرقدان است
۴
آن غمزه و ابروی دلاویزیا تیر به چله کمان است
صفحهٔ ۱ از ۳