خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گرفتار به سودای تو آزادی چندمتعلق به غمت خاطر ناشادی چند
۲
جز دل من که اسیر خم آن کاکل و زلفنشنیده است کسی صیدی و صیادی چند
۳
زان دو لب نیست ما کام که ازشاه وگداهست شیرین ترا خسرو و فرهادی چند
۴
داشتم چشم رهایی ز صف غمزه و لیکنیم کشتی نرهد ازکف جلادی چند
صفحهٔ ۱ از ۳