خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که زین دور میسر شودش کامی چندبایدش خورد هم از خون جگرجامی چند
۲
بلبلی در چمن آسوده دمی چند بخواندکش فراسوده نشد بال و پر از دامی چند
۳
که صباحی دو گذشتش به تمنای نشاطکه بر او در غم و تشویش زند شامی چند
۴
تا گروهی زیدآزرده دل از خار جفاچرخ از خاک بر انگیخت گلندامی چند
صفحهٔ ۱ از ۳