خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تن از تیمار عشقم مانده بیمارتوچندی بایدم پایی پرستار
۲
پی پرسش به سر وقتم شتابیاگر گردی ز احوالم خبر دار
۳
بیا بنگر که چون این زار مهجوربه بستر خفته با یک عالم آزار
۴
ز شیرین شربت آن لعل نوشینز بس نوشیدم آمد طبع من حار
صفحهٔ ۱ از ۳