خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق اول هدیه ای کز بهر جانان بایدشدست شستن از جهان دل کندن از جان بایدش
۲
طالب جمع حواس خاطر و حفظ حضورحلقه ها در گردن از زلف پریشان بایدش
۳
گو به زلفی بند و زنجیر علایق در گسلهرکه چون من رستگاری از دو کیهان بایدش
۴
روی گو در خدمت پیر مغان برخاک سایمفتی اسلامیان گر عقل و ایمان بایدش
صفحهٔ ۱ از ۳