خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتم چون تو سروی را قبا پوشچه حاصل کی مرا گنجد در آغوش
۲
مرا باید مهی سیمین حمایلمرا زیبد بتی زرین سر آغوش
۳
غزل خوان لعبتی ماهی سخن سنجبتی طیبت سرا سروی قدح نوش
۴
حیا پرور جفا گاهی ریاکارنواگستر ولاکیشی وفا کوش
صفحهٔ ۱ از ۳