خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهی بشارت کوثر گر از زبان سروشمبه ترک باده حدیث تو نیست در خور گوشم
۲
از آن به عجب فتادم و زین به عذر ستادمشراب خوردم امروز به ز توبه ی دوشم
۳
فلک ز پای فکندم کجاست پیر مغان کونهد به یک خم می منتی شگرف به دوشم
۴
به جنتم چه طمع کآن دهان و لب که تو دارینکوتر است ز شیر و شراب و شکر و نوشم
صفحهٔ ۱ از ۳