خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به فر دوستی از افترای خصم چه باکمبس است دامن پاکت گواه دیده ی پاکم
۲
نکرد پرده دری یار پرده دار و گرنهنشد به رشته ی تقوی رفوی خرقه ی چاکم
۳
ذلیل عشق تو بودن قتیل تیغ تو گشتنخوش است ورنه چه حاصل خود از حیات و هلاکم
۴
مرا نشاط همین بس ز بعد جان سپری هاکه داغ عشق تو باشد چراغ تیره مغاکم
صفحهٔ ۱ از ۳